السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
25
تفسير هدايت (فارسى)
شيفتگان به دنيا فريفتهاند ، و اين گروه پيروان ساده لوح خود را بدون آن كه آنها لذّتى برده يا شهوتى رانده باشند هلاك كردهاند . پس مىبينى كه پادشاهان مدّعيان دين و دانش را به خدمت مىگيرند تا مردم ساده لوح را بفريبند و دين و دنياشان را از آنان بستانند ، اين گروه مدّعيان از نعمتهاى طاغوتان و همدستانشان بهره مىبرند و براى ناتوانان و ضعيفان جز گمراهى و فريفتگى چيزى باقى نمىماند . « فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ - پس زندگى دنيا هرگز شما را نفريبد و آن شيطان فريبنده به خدا مغرورتان نگرداند . » گفتهاند « الغرور » همان شيطان است . [ 6 ] انسان دو دشمن دارد : دشمنى درونى كه همان نفس است ، و دشمنى بيرونى كه همان شيطان باشد . و بر انسان واجب است كه موضعى روشن نسبت به شيطان اتّخاذ كند تا آواى گمراه كنندهء او را از نداى دعوت كنندهء به خدا بازشناسد و تميز و تشخيص دهد ، زيرا انسان در نفس خود و نيروى متضاد دارد : عقل و هوى ( خرد و آرزومندى ) . / 22 عقل را فرشتگان پشتيبانند و هوى را شيطان ، و در حديث آمده است كه بر هر كس سه و سى فرشته و هم چند آنها شيطان گماشتهاند . از مكر و نيرنگ شيطان با انسان يكى آميختن برگها بر اوست ، چندان كه اين را از آن بازنشناسد و تشخيص ندهد ، پس مىبينى كه شيطان باطل را به گونهء حق در مىآورد و چنان در دلها وسوسه مىكند كه حق شبيه باطل مىنمايد . امّا اگر انسان بداند كه در دل او شيطانى است كه براى فريفتن او مىكوشد ، و آن شيطان را دشمن بدارد ، عقل از هوى در نفس او متمايز مىشود ، و امكان مىيابد كه طبيعت انگيزههاى نفسانى خود را بشناسد و بداند كه از عقل يا از هواى اوست . در روايتها آمده است : « بنگر كدام يك به نفس تو نزديكتر است ، آن گاه با آن مخالفت كن » ، زيرا آن مراد كه به نفس نزديكتر باشد به شيطان نزديكتر است . « إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا - همانا شيطان دشمن شماست ،